مطالب عمومی

از کتاب «گل صدبرگ»

photo_2016-12-23_09-25-56

?بامداد پاييز مه در پهنة شاليزار مي‌خرامد آرام دل من پُراندوه به كجا مي‌رود آخر؟ (سرودة [شهبانو] ايوا ـ نو ـ هيمه) ?بر آبادي ما برف نشسته انبوه و گران آن‌جا، در «اوهارا»، روستاي كهن خانة تو، شايد برف آيد روز دگر (سرودة [امپراتور] تِمّو) ?بردم دست نياز به خداي باران در كوه تا زمين‌ها را از برف بپوشد؛ و از آن خرمن برف دامني بر بَر و بام تو نشسته (سرودة فوجيوارا ـ نو ـ بونين)

ادامه خواندن ←

یادداشتی از کتاب پژوهشی در تاریخ معاصر ایران

پژوهشی در تاریخ معاصر ایران

یادداشت زیر از پشت جلد کتاب پژوهشی در تاریخ معاصر ایران برایتان نوشته شده است. نکاتی زیبا و جذاب که می توانید از آن لذت ببرید. در ميان کتاب‌هایی که در سال‌های اخير دربارۀ حزب تودۀ ايران انتشار يافته است، به‌جز اشارات کلّی و گذرا، کمتر نوشته‌ای به مهاجرت رهبران و کادرهای اين حزب به جمهوری دمکراتيک آلمان، اقامت طولانی آن‌ها در آن کشور و رابطه با حزب برادر يا حزب سوسياليست متحد آلمان پرداخته است. بررسی دوران مهاجرت حزب توده در جمهوری دمکراتیک آلمان بدون مطالعۀ بايگانی‌های آن کشور ناقص به نظر می‌رسد. خوشبختانه با وحدت دو آلمان بايگانی‌های...

ادامه خواندن ←

برگی از کتاب

photo_2016-12-22_16-51-31

?"چند سال پيش هوبرتوس کنابه، متخصص برجستة سازمان امنیّت آلمان شرقی (اشتازی)، پس از مطالعة پرونده‌های سازمان امنیّت آن کشور، اين پرسش را مطرح کرد که آيا بايد تاريخ آلمان را با عنايت به اطلاعات جديد از نو نوشت؟ کنابه با آوردن قراين تاريخی بسيار، اِعمال نفوذ سازمان امنیّت آلمان شرقی در امور داخلی جمهوری آلمان فدرال را آشکار ساخت... نگارندة اين سطور [قاسم ش. نورمحمدی] در جريان مطالعات خود تاکنون گزارش‌های برخی از ايرانيان مقيم آلمان شرقی را که با سازمان امنیّت آن کشور همکاری می‌کردند، خوانده است. افرادی با نام‌های مستعار «چارلی»، «رضا»، «علی»، «آلفردو»، «اوتو»، «فولاد» و...

ادامه خواندن ←

ترجمه‌هایی که ترجمه نیستند!

photo_2016-12-22_18-36-19

پیشتر گفتیم که کتاب‌های تقلّبی انواع گوناگون دارند. گونه‌اي از كتاب‌هاي تقلّبي، ترجمه‌هايي هستند كه در واقع ترجمه نيستند. اين‌ها در اغلب موارد رمان‌ها يا مجموعه داستان‌هايي هستند كه به دليلي مورد استقبال قرار گرفته و فروش خوبي داشته‌اند. در ميان متقلّبانِ كتاب‌ساز، هستند ناشراني كه از خود هيچ ابتكاري ندارند و تنها منتظر نشسته‌اند تا يكي از همكارانشان كتاب موفقي را به بازار عرضه كند. آن‌ها بلافاصله چاپ ديگري از همان كتاب را روانة بازار مي‌كنند و با سوءاستفاده از يكي دو مزيّت نسبي ـ قيمت پايين‌تر، تخفيف فروش بيشتر، يا بهره‌گيري از شبكة توزيع وسيع‌تر ـ از نمد...

ادامه خواندن ←

گفت‌وگوی دکتر محمود افشار با آذر یزدی جوان

photo_2016-12-31_21-05-48

یک روز شخصی آمد به کتابفروشی و کتاب‌ها را نگاه کرد. ما مجله «اطلاعات هفتگی» و برخی مجله‌های قدیمی‌تر را هم داشتیم و خرید و فروش می‌شد. پرسید: شما مجله «آینده» را هم دارید؟ گفتم: «آینده» دیگر چاپ نمی‌شود. یک وقت چاپ می‌شد، ولی حالا تعطیل شده است. گفت: چه‌طور؟ گفتم: «آینده» مال دکتر افشار بوده و حالا دیگر منتشر نمی‌شود. گفت: محمودافشار را می‌شناسی؟ گفتم: اسمش را شنیده‌ام ولی خودش را ندیده‌ام. گفت: محمود افشار منم. می‌خواستم شما برایم کاری بکنید. گفتم: خواهش می‌کنم، چه کار کنم. گفت: من دو تا دوره مجله این‌جا می‌گذارم و شما برای من...

ادامه خواندن ←