مطالب خواندنی

از کتاب «گل صدبرگ»

photo_2016-12-23_09-25-56

?بامداد پاييز
مه در پهنة شاليزار
مي‌خرامد آرام
دل من پُراندوه
به كجا مي‌رود آخر؟

(سرودة [شهبانو] ايوا ـ نو ـ هيمه)

?بر آبادي ما برف نشسته
انبوه و گران
آن‌جا، در «اوهارا»،
روستاي كهن خانة تو،
شايد برف آيد روز دگر

(سرودة [امپراتور] تِمّو)

?بردم دست نياز
به خداي باران در كوه
تا زمين‌ها را از برف بپوشد؛
و از آن خرمن برف
دامني بر بَر و بام تو نشسته

(سرودة فوجيوارا ـ نو ـ بونين)

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما ممکن است از این برچسب ها و خصوصیات HTML استفاده کنید:

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>